السيد الخميني

32

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى )

و بنابر اين توجيه از عرش ، قوله عليه السلام : « مِنْ نُورِهِ » بيان عرش باشد ، اگر نور را به معناى تجلّى فعلى محسوب داريم ، و اگر نور را به تجلّى ذاتى حمل نماييم ، اشاره به غايت توحيد و تجريد است كه قلم و بيان را ياراى بسط آن نيست ، و در اين نظر ، حديث شريف از احاديث صعبهء مستصعبه است كه اظهار آن افشاء سرّ است ، و اين ، خصيصهء چهارم عقل است كه در حديث شريف به آن اشارت شده . پنجم از خصايص عقل آن است - كه به آن سابق اشاره نموديم - كه خلق عقل از نور منبسط و اضافهء اشراقيه است ، و با آن‌كه جميع دارِ تحقّق ، ظهور فيض منبسط است و تجلّى فيض اشراقى است ، اختصاص عقل اوّل يا جملهء عقول به آن براى افادهء اين مطلب شايد باشد كه عالم عقلى جلوهء تامّ و اوّلين تجلّى اين فيض است ، و ساير موجودات را وسايط و وسايل است ؛ و از اين جهت ، آنها انوار مختلطه به ظلمات هستند به حسب مراتب قرب و بُعد ، و كمى و زيادى وسايط . پس نسبت خلق آنها را به نور حق نتوان داد مگر به نظر وحدت و جمع كه آن وراىِ تخليق است كه نظر به كثرت است . و ما به خواست خداى تعالى پس از اين ، بقيهء صفات و آثار عقل را به قدر مناسب اين اوراق ، ذكر مىنماييم . و از آنچه دربارهء حقيقت عقليه و صفات آن مذكور شد ، به قياس و مقابله ، حقيقت جهل و صفات آن نيز معلوم گردد . پيش از اين ، در مقام دوم ، مذكور شد كه حقيقت جهل كلّ ، مقابل عقل كلّ ، عبارت است از وهم كلّ كه وهم عالم كبير است و بالذات مايل به شرّ و كذب و